خرید بک لینک
غیرت الله است او چون عمو عباس اش در میان لشکر ، می درخشد چون ماه اِذن میدان دارد ، از خودِ ثارالله غیرت الله است او ، چون عمو عباس اش جان به قربان آن ، قلب پر احساس اش از رجزهای علی هلهله بر پا شد در سپاه دشمن ناگهان غوغا شد ذوالفقار حیدر...! مرتضایی دیگر ...! علیِ اکبر بود ؟ یا خودِ پیغمبر ؟ در طواف قدَّش نیزه ها و شمشیر بوسه میگیرند از بازوانش با تیر ذره ذره گشته در بیابان تکثیر همچنان می بارد از لبانش تکبیر غرق زخم و خون است آن رخ زیبایت شرحه شرحه گشته قامت رعنایت گشته ام بی تابت ای جوان رعنا اندکی راه برو

برچسب: نویسنده: رادین سلیمانی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 17:37

یا اباالفضل العباس علیه السلام تا عمو بود ستون های حرم بر پا بود از صدای قدمش قافله پا بر جا بود از همان لحظه که شد کرب و بلا دشت جنون چشم مجنون نگران حرم لیلا بود از ازل ساقی عطشان لقبش داد... خدا صاحب مشک و علمدار بنی طاها بود میر لشکر، قمر هاشمی ثارالله در وفاداری و ایمان ، یل بی همتا بود تا علم بود کسی مضطر و بی تاب نبود که عمو پشت و پناه و سپر مولا بود عمو عباس قسم خورده که بر می گردد دیر اگر شد... نشو دلگیر علی ، ... تنها بود ماند در علقمه ، دیگر به حرم بازنگشت آنکه شرمنده شد از مشک عمو ، دریا بود آه از آن لحظه که افتاد علم روی زمین آسمان پاره شد و عرش خدا

برچسب: نویسنده: رادین سلیمانی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 17:37

یا حضرت علی اصغر علیه السلام لبها کبود ... بین دو رود ... در قحطی یک جرعه آب دارد تلظی می کند در خیمه با حال خراب فریاد بابا را شنید ، میخواست جانبازی کند فریاد زد از مهدِ خود ، لبیک ابن بوتراب خود را سپر کرده ...مبادا حرمله... بابا حسین ... تیر سه شعبه در کمین بود و علی در اضطراب لرزید... یک لحظه سرش... بال و پرش ... یا حنجرش دیگر نمیدانم چه شد ... سیراب شد طفل رباب آتش گرفته از عطش بر روی دستان پدر از داغی خون گلو می سوخت قلب آفتاب حالا به جای مادرش باباست غرق زمزمه ای آخرین سرباز من ، آرامتر ... دیگر بخواب شد کربلا گهواره اش جبریل لالایی بخوان از خشکی لبه

برچسب: دیگر نمیدانم چه کنم,دیگر نمیدانم چه بنویسم,دیگر نمیدانم چه بگویم, نویسنده: رادین سلیمانی تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 9:43

صفحه بندی